• دسته ها
  • ژانرها
  • بازیگران
  • کارگردانان
  • کشورها
  • تاریخ انتشار

هیچ کارگردانی در سایت ثبت نشده است!

هیچ سال انتشاری در سایت ثبت نشده است!

فرم ورود سایت

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

عضویت در سایت

خلاصه :
روایت زندگی هفت دختر افغانی و ایرانی را در هفت اپیزود به صورت سکانس پلان روایت می‌کند؛ این فیلم قصه دخترانی است که قرار است جمعه شب مراسم عروسی آن‌ها برگزار شود، اما هر کدام از آن‌ها به نوعی درگیر مسئله‌ای هستند.
خلاصه :
داستان این فیلم در 2 دهه 40 و 70 می‌گذرد و داستانی ‌معمایی از پیچیدگی‌های روابط خانواده‌ای است که به خاطر یک باور غلط، دهه‌ها دچار بحران هستند.
خلاصه :
نیر دختری مهاجر با پدری علیل، ساکن حلبی آبادهای حاشیه شهر تهران و مشغول دوره‌گردی و دست‌فروشی است. او با پاسبانی به جرم سعد معبرکردن درگیر شده و پا به فرار می‌گذارد و به قهوه‌خانه‌ای پناه می‌برد که پاتوق عده‌ای از لات و لوت‌های شهر است، صاحب قهوه‌خانه شخصی است به نام قنبر دیزل (ملقب به دندون طلا) که به نیر پناه می‌دهد.
خلاصه :
پول برای ما دو حالت دارد، یا ما را می بوسد یا می‌کشد.
خلاصه :
علی، وضع مالی خوبی ندارد و مادرش به دلیل داشتن مشکلات روانی در بیمارستان بستری است. علی توسط هم محله خود مطلع می‌شود که در زیر زمین مدرسه گنجی مخفی شده و تصمیم می‌گیرد به سراغ پیدا کردن این گنج برود.
Khorshid
خلاصه :
سودابه پس از سال‌ها به ایران باز می‌گردد تا از عذاب وجدان رهایی یابد، اما باید رازی را بازگو کند که گفتن راز برایش دشوار است. بازگشت سودابه با زنده‌شدن خاطرات گذشته‌اش همراه می‌شود. او تصمیم می‌گیرد سراغ دخترش برود که او را موقع رفتن از ایران رها کرده است…
خلاصه :
گیلدا ماجرای زنی به نام گیلدا است که صاحب رستوان است. شبی اتفاقی برایش می‌افتد که سیاه‌ترین شب زندگی‌اش می‌شود و برای نجات زندگی‌اش تا صبح فرصت دارد...
خلاصه :
حامد دانشجوی ترم آخر است. او تازه متوجه می‌شود که فقط یک ماه برای تحویل پایان‌نامه خود وقت دارد. با توجه به این‌که او یک دانشجوی پرتلاش است و از طرفی دیگر، باتوجه به زمان محدودی که در اختیار دارد، اتفاقات خنده‌داری به وجود می‌آید که هر قسمت داستان جداگانه‌ای دارد…
خلاصه :
داستان درباره پیرمردی ۹۰ ساله و پولدار (آقای مشکات) است که قرار است به‌زودی فوت کند. وی هرگز ازدواج نکرده و فرزندی ندارد. او فقط چند برادر دارد که همه آن‌ها فوت کرده‌اند. وکیل درستکار وی (نگین معتضدی) به دنبال وراث واقعی او می‌باشد که به‌طور اتفاقی ارسلان (مهران مدیری) و هدایت (سیامک انصاری) که در یک رستوران کار می‌کنند متوجه این ماجرا می‌شوند و تصمیم می‌گیرند که خود را به عنوان برادرزاده مشکات معرفی کنند. ارسلان فردی باهوش و خلاف کار با سابقه است و هدایت نیز سابقه زندان دارد و در جعل مدرک استاد است.
خلاصه :
زوجی از قشر متوسط ایران امروز، پس از ٢٠ سال فراق، اکنون که همدیگر را یافته‌اند برای تحکیم این عشق، سرنوشت بچه‌هایشان را با زوجی از طبقه پایین جامعه گره می‌زنند، غافل از این‌که این آغازی برای فروپاشی هر دو خانواده است و…