• دسته ها
  • ژانرها
  • بازیگران
  • کارگردانان
  • کشورها
  • تاریخ انتشار

هیچ کارگردانی در سایت ثبت نشده است!

هیچ سال انتشاری در سایت ثبت نشده است!

فرم ورود سایت

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

عضویت در سایت

خلاصه :
فصل سوم این سریال در بستری عاشقانه و تاریخی روایت می‌شود و داستان این سریال در فصل سوم به پایان خواهد رسید.
خلاصه :
پس از مرگ بزرگ آقا، اداره همه چیز به قباد می‌‌رسد و او همه کاره دم و دستگاه دیوان سالار می‌شود، اما شرایط جدید و قدرت گرفتن قباد به مذاق عمه بلقیس که در کرمان زندگی می‌کند، خوش نمی‌آید و او برای گرفتن قدرت از قباد به تهران می‌‌آید و…
خلاصه :
قباد و شیرین بچه‌دار نمی‌شوند و دائم بر سر این‌که چه کسی مشکل دارد و بچه‌دار نمی‌شود با هم دعوا می‌کنند. بزرگ ‌آقا که دیگر از آن‌ها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم می‌گیرد برای دامادش قباد، زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و بعد از خود وارثی داشته باشد. یک شب که پدر شهرزاد پیش بزرگ‌ آقا می‌رود و گلایه می‌کند که دوست ندارد فرهاد با این‌که پسر دوست قدیمی‌اش است، با دخترش ازدواج کند، بزرگ‌ آقا شهرزاد را برای قباد خواستگاری می‌کند. وقتی این خبر به گوش شهرزاد می‌رسد، شهرزاد ناراحت می‌شود و سعی بر این دارد که از انجام این کار امتناع کند ولی پدرش و بزرگ‌ آقا در این تصمیم مصمم هستند.
خلاصه :
قصه سریال نجلا در سال ۱۳۵۸ می‌گذرد و دختری به یک پسر عاشق در آن اوضاع آشفته و ناامنی‌ها وعده‌ای می‌دهد که طی آن اگر پسر بتواند او را از مرز رد کند و به زیارت اربعین برسد، در قبال عشقش به او پاسخ مثبت می‌دهد، اما همه این‌ها در طول مسیر دست خوش اتفاق‌هایی می‌شود.
خلاصه :
دو طلبه جوان می‌خواهند برای شرکت در سمیناری دانشگاهی پیرامون ادیان به آلمان بروند. رئیس حوزه علمیه آن‌ها که حاج‌ آقا فراستی نام دارد، راه سفر را بر آن‌ها سد می‌کند. طلبه‌های جوان با اغفال حاج ‌آقا فراستی، ویزایی هم برای او می‌گیرند و وی را با خود به آلمان می‌برند و…
خلاصه :
در فصل سوم، حشمت فردوس که به دنبال بازیابی اعتبار از دست رفته‌اش است، به واسطه نوه‌اش، محمد، به ستایش نزدیک و در خانه او ساکن می‌شود. صابر که از رفتارش با حشمت پشیمان است، با نقشه پری‌سیما کشته می‌شود و پری‌سیما صاحب همه اموال حشمت فردوس می‌گردد و...
خلاصه :
در فصل دوم این مجموعه، ستایش با دو فرزند خود نازگل و محمد و با نام مستعار رودباری (به‌جای فردوس) و پس از گذشت ۲۲ سال از آن قضایا در منطقه‌ای در شمال کشور زندگی می‌کند و صاحب رستورانی محبوب در میان مردم است. پسر او محمد ماهی‌فروشی دارد و با موتور ماهی به خانه‌ها می‌برد. به‌صورت اتفاقی حشمت فردوس که با خانواده‌اش در شمال به ویلایشان آمده‌اند، از محمد ماهی می‌خرند و محمد هر بار با یک بهانه‌ای به آن خانه می‌رود، چون هم از نوه حشمت فردوس خوشش آمده و هم می‌خواهد پیش وی کار کند تا به مقامی بالا برسد و ثروتمند شود. حشمت او را برای جاروکشی به محل کارش دعوت می‌کند و محمد راهی تهران می‌شود تا این‌که...
خلاصه :
روایت سفر سه روزه چند خانواده که برای گذراندن تعطیلات به شمال کشور سفر کرده‌اند، بهانه این سفر بازگشت کوتاه مدت دوست قدیمی‌شان احمد از آلمان است. در این سفر، سپیده، الی را که معلم مهد کودک دخترش است دعوت کرده تا شاید زمینه‌ساز آشنایی او با احمد شود، اما ناپدید شدن الی در روز دوم سفر، به همه سرخوشی‌ها رنگ دیگری می‌دهد و…
خلاصه :
پنج نوجوان که هر کدام شخصیت و افکار و مشکلات خاص خود را دارند و به سبب مشکلاتی که در خانوادشان دارند به هوای این‌که از مشکلات راحت شوند و راحت و آسوده باشند، تصمیم می‌گیرند از خانه بروند، نمی‌دانند که بیرون از خانه مشکلات و حوادث بیشتری وجود دارد و نه تنها مانند خانواده کسی نگرانشان نیست و از آن‌ها مواظبت و محبت نمی‌کند، بلکه شیادان و گرگ‌هایی در اجتماع منتظر آن‌ها برای سوء استفاده و رسیدن به هدف‌های پلید خود هستند، این تصمیم و هدف اشتباه باعث می‌شود، بازگشتشان به آغوش خانواده مشکل شود، تصمیم غلطی که باعث صدمه‌های بسیاری به آنان شد و...
خلاصه :
شکو به همراه همسر دومش رضا تصمیم می‌گیرند تا فریدون همسر سابقش که توسط فرزندانشان به خانه سالمندان سپرده شده‌ است را به خانه خود بیاورند. این تصمیم اتفاقات جدیدی را در زندگی هر سه نفر رقم می‌زند...