• دسته ها
  • ژانرها
  • بازیگران
  • کارگردانان
  • کشورها
  • تاریخ انتشار

هیچ کارگردانی در سایت ثبت نشده است!

فرم ورود سایت

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

عضویت در سایت

خلاصه :
ارژنگ صنوبر، مردي پنجاه ساله است که همراهش مي شويم تا تجربه هاي متفاوت و پيچيده اش از عشق و مصائبي که در زندگي دچارش مي‌شود را برايمان بازگو کند…
خلاصه :
زنی به نام شیرین در مراسم ختم پدرش به روابط جدیدی در زندگی او پی می‌برد و حقایقی تازه را کشف می‌کند…
خلاصه :
در ارتباط با چند خانواده است که موضوعات مشترکی در ارتباط با فرزند خواندگی دارد و به روابط فرزندان با پدر و مادر می‌پردازد.
خلاصه :
امیر کشته می‌شود و تمام آشنایان و دوستانش به خوبی از او یاد می‌کنند. اما بعد از مدتی شروع می‌کنند به بدگویی از او و حتی کمی که می‌گذرد نزدیک‌ترین کسانش جسد او را نمی‌توانند شناسایی کنند. فیلم روایت‌گری بی‌طرف از تلاش و پی‌گیری شخصیت‌های پیرامون امیر است …
خلاصه :
یکی از شیراز، یکی از آبادان، هر ۲ در تهران! مجبورند فعلن با هم سر کنند تا محمود نارفیق را پیدا کنند.
خلاصه :
سینا چند ماه بیشتر برای قبولی در کنکور فرصت ندارد. از یک سو بنیاد متزلزل خانوادگی و از سوی دیگر آشنایی او با یک جوان خیابانی عاشق موسیقی ماجراهایی را برای او رقم میزند.
خلاصه :
تینا، همسر خسرو پارسا خواننده مشهور پاپ پس از اطلاع از رابطه پنهانی همسرش با دختر دانشجوئی به نام حنا اقدام به خودکشی ناموفق میکند و پس از قطع نخاع و رفتن در کما به خانه بازمیگردد. خسرو با آوردن حنا به عنوان پرستار خصوصی تینا با یک تیر چند نشان میزند، اما چندی بعد تینا در بسترش به طرز فجیعی به قتل میرسد و…
خلاصه :
روزگار ما نیست، ما مال خود می کنیم… بگذار به ضرب شمشیر یک دلاور از پا درآیم، پولاد در قلب و لبخند بر لب. زمانی چنین گفته بودم، ولی تقدیر چه بازی ها که ندارد، میدان جنگ من فاضلاب گند خیابان بود و خصم من یک گاری با باری هیزم. بسیار منطقی است، من همه چیزم را از دست داده ام، حتی مردنم را…
خلاصه :
یدالله (فرهاد اصلانی) در یک تیمارستان کار می‌کند و به تازگی بخاطر فوت همسرش تنها شده. در همین حال دلارام (نورگل یشیلچای) که در تیمارستان بستری است برای دیدن فرزندش از یدالله کمک می‌خواهد. یدالله یک سال است زنش را از دست داده و حالا غمگین است. او شب‌ها در خانه بزرگ و قدیمی‌اش تنهاست تا این که اتفاق جدیدی برایش رخ می‌دهد…
خلاصه :
بردیا پسر بچه ای است که گم شده و پدرش هراسان در حال دویدن در خیابان است و این مسئله را به پلیس اطلاع می دهد که فرزندش گم شده. این موضوع باعث ورود افراد دیگری به ماجرا می شود و…